زندگی شاید

زندگی شاید

آن لحظهِ مسدودی‌ست

که نگاهِ من ،

در نِی نِیِ چشمانِ تو

خود را ویران می‌سازد ...
دیدگاه ها (۲)

اے دلبرے ڪہ می‌تپد این دڸ براےِ « تو »رخصت نمےدهےڪہ شوم آشنا...

تشنۀ بوسیدنــت بودم ولے...تا شنیـــدے تشنــه تر ...کـــردے م...

زندگی شایدآن لحظهِ مسدودی‌ست که نگاهِ من ،در نِی نِیِ چشمانِ...

خنده هایت رابگذار در آغوشِ صبحوقتی تمامِ هوااز عطرِ نفست پُر...

به دریا می زنم ! شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نماید مشکلم ...

نمیدانم ؟ تو را به اندازه ی نفسم دوست دارم یا نفسم را به ان...

درود بر شما صبحتون بخیرامروز برایت کاروان معجزه هایبی نظیـر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط