بگذار،

بگذار،
تا دست‌هایت همیشه سبز باشد برای بهار
همیشه لانه باشد برای پرنده‌ها
و همیشه سایه‌بان باشد برای خورشید
و گاهی چتر باشد برای باران،

بگذار تا دست‌هایت به بالاترین حس گل‌ها جواب دهند
بگذار تا دست‌هایت برای ترانه‌ها شعر بسرایند
و شبنم‌های گریه را
از گلبرگ های لطیف گونه‌هایم پاک کنند

بگذار تا دست‌هایت تکیه گاهی برای گونه‌های خیسم باشد.

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

زدم پرسه در ساحل چشمانت و صدها گِلهاز بارانی که نبارید و چتر...

حکم او دیوان پسند و حکم ما دیوانه‌واراین تفاوت از پی دل بردن...

می‌نویسمامشب به عشق همان که تنهایی‌ام را وزن کرد و به سنگینی...

شنبه سرآغازی‌ست بر تمام خواستن‌هاوَ من سرآغازی بر خواستن تو ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت یـازدهـم عاشق همیش...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

گریه امونمون نمیده! 💔مراسم وداع تو حسینیه... تکه عبای پاره.ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط