(ادامه پارت قبل)

(ادامه پارت قبل)

هان: اونو واسه من میپوشی نه بقیه!
-امشب میمونیم خونه و تو..اینجوری میتونی اون لباس رو بپوشی ولی فقط واسه من!

اون به سمتت قدم برمیداره و بعد از گذاشتن بوسه کوچیکی رو لبات و گفتن یه «منتظرتم» کوتاه از اتاق بیرون رفت و اونجا فقط تو مونده بودی با یه لباس کوتاه زرشکی تو دستت و قلبی که از همیشه بیشتر میتپید..
اون شب تو اون لباس رو براش پوشیدی..
اون شب دیگه به حرفای دیگران و اون دختر فکر نکردی چون هان اون شب هربار با هر بوسه رو جای جای بدنت بهت میگفت «دوست دارم» و فقط اینکار کافی بود تا دیوار شیشه‌ای که دور قلبت بخاطر اون اتفاق پیچیده بودی شکسته بشه..
End.
(یوجی قصد کشتت رو کردم ببخشید🥲😂)
دیدگاه ها (۱۴)

ری اکشن پسرای اسلیترین.Pov:وقتی جلوشون از عمد لباس باز میپوش...

#تکپارتیموضوع:(وقتی برای اولین بار رفتی خونشون دورهمی و با د...

#تکپارتیموضوع:(وقتی به ریچارد بیشتر از تو اهمیت میده و تو عص...

تکپارتیموضوع:(وقتی دارین سریال میبینین باهم و تو یکدفعه میگی...

وقتی مریض بودی ولی …

سناریو از ایتا:اینجا با هم ازدواج کردین یه عصر بارونی بود و ...

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

شلام برین برای پارت گذاری ؟❣️❤️🧸🎀🤭بزن بریممممم رمان :«استاد ...

#سناریوموضوع:( وقتی عصبانی هستیم و اونا تح٫ریک میشن )P:3هان:...

#تکپارتیموضوع:(وقتی رفته حموم و تو یهو در رو باز می‌کنی و می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط