اگر از چشمت افتادم ، هنوز از عشق سرشارم

اگر از چشمت افتادم ، هنوز از عشق سرشارم
مرا راندی از آغوشت ، چه احساس بدی دارم
تظاهر می کنم خوبم ، ولی از درد می نالم
شب از تنهایی و غم تا سحر همواره بیدارم
در این ظلمتکده بی تو ، چنان همبستر اشکم
که چون ابر بهاران نم نم و بی وقفه می بارم
اگر چه قلب من در دست تو بازیچه شد اما
گل عشق تو را در سینه ام با مهر می کارم
همیشه سهم من از عاشقی رنج و پریشانی ست
نشستن در کنار پنجره ، هر شب شده کارم
به چشمان تو خو کردم سپردم دل به رویایت
به شوق دیدنت در انتظار روز دیدارم
چنان خورشید می سوزم ولی چون ماه آرامم
مصیبتهای عشقت را به جان و دل خریدارم
دیدگاه ها (۷۳)

باز هم تشنه دیدارم اگر برگردیچشمهای تو خریدارم اگر برگردیاز ...

باز هم تشنه دیدارم اگر برگردیچشمهای تو خریدارم اگر برگردیاز ...

باز هم تشنه دیدارم اگر برگردیچشمهای تو خریدارم اگر برگردیاز ...

حال من دست خودم نیست ، کمی بیمارمعاشقی درد قشنگی ست که در دل...

حال من دست خودم نیست ، کمی بیمارمعاشقی درد قشنگی ست که در دل...

حال من دست خودم نیست ، کمی بیمارمعاشقی درد قشنگی ست که در دل...

باز هم تشنه دیدارم اگر برگردیچشمهای تو خریدارم اگر برگردیاز ...

باز هم تشنه دیدارم اگر برگردیچشمهای تو خریدارم اگر برگردیاز ...

بازهم تشنه ی دیدارم اگر برگردیچشم های تو را خریدارم اگر برگر...

...منم آن عاشق‌مستی که درهجر تو دل‌تنگمگهی با عکس تو تنها و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط