دور از تو، من سوخته در دامن شبها

دور از تو، من سوخته در دامن شبها
چون شمع سحر، یک مژه خفتن نتوانم
دیدگاه ها (۱)

فریاد ز بی‌مهریت ای گل که در این باغچون غنچه پاییز، شکفتن نت...

شادم به خیال تو چو مهتاب، شبانگاهگر دامن وصل تو گرفتن نتوانم

.دلبرمن دورت نمیزنم دورت میگردم ..مثل پروانه دورِ شمعمثل زمی...

از کنار من افسرده تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو ...

ای عشق دل افروز! دل من به تو گرم است

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط