دنیای سیاه سفید. پارت 8

دنیای سیاه سفید. پارت 8


ا.ت : حالا شما باید بعد شام ظرفارو بشورین

ای آن : من که تو گروه شما بودم مگه من با لینو همگروه شدم نههههه پس لینو تنهایی ظرفارو می شوره

لینو : جونگینننننن پس منم اون کتابی که دوست داشتی رو برات نمی خرم

ای آن : اصلا چی به چیه کی به کیه لینو هیونگ اصلا تو برو استراحت کن من خودم تنهایی ظرفارو می شورم ...... فقط اون کتابه رو برام بخررر

ا.ت : قبول نیست شما باهم باختین باهمم شرت رو انجام می دین

لینو : ای باباااااا ا.ت من چه غلطی کردم با تو شرت بستمممم

ا. ت : همینیه که هست می خواستی شرت نبندی

ویو راوی

هیون جین که از سروصدا ها که از طرف لینو و ا. ت بود عصبی شده بود از اتاقش اومد بیرون و گفت : ای بابا چرا شما آنقدر سروصدا می کنیم لینو شرت رو قبول کن دیگه حالا انگار که گفتن چی کار کنی

لینو : باشه بابا چرا عصبی می شی .... اههه

ا. ت : لینو ولش کن

هیون جین با پوزخند گفت : یک جور میگه انگار نمی دونه باعث همه‌ی اتفاقاتی که افتاده خودشه

لینو : ا. ت ببین چی میگه نمی خوای بهش یه چیزی بگی داره واقعا از حق خودش می گذره

ا. ت : خببب ..... شاید حق با اونه ( بغض )

ویو راوی

ا. ت بعد از این حرف به کسی اجازه نداد حرفی بزنه و از خوابگاه رفت بیرون

چانگبین: هیون جین ببین چیکار کردی

چان : بچها بحث نکنید الان باید بریم دنبال
ا. ت بگردیم

هیونجین : چرا نمی ذارید بره بمیره

ای ان : هیونگ بس کن

سونگمین : منو چان و چانگبین می ریم دنبال
ا. ت بگردیم بقیه هم توی خوابگاه بمونن شاید ا. ت برگرده ... زود باشین

ویو راوی

بعد سونگمین و چان و چانگبین به سرعت رفتن


ویو ا. ت

بعد از حرف هیونجین از خوابگاه زدم بیرون انگار دیگه هیچ حسی به هیچی نداشتم پس اون تصمیمی رو گرفتم که نباید می گرفتم پس رفتم روی پل هان و بی حس به زیر پام نگاه کردم و ..........

امید وارم که خوشتون بیاد 💝
دیدگاه ها (۵)

بچهاااا امروز تولد بهترین لیدر دنیا هستتتتتبنگچان تولدت مبار...

تولد پاپی کنه🎀🎀تولدتتتت مبارکککک سونگمینی مننننن🥳

بچهااااااااا تولد جوجه خودمهههههه لیکسی تولدت مبارررررکککککک...

اولین ملاقات p9

اولین ملاقاتp

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط