نمیخوام از تنهایی این مادر پسر بگم

نمیخوام از تنهایی این مادر پسر بگم
نمیخوام بگم که خیلی غریبانه نشستن رو زمین و منتظر
نمیخوام بگم زیر آفتاب
نمیخوام بگم فلان و فلان
به خداوندی خدا دلم آتیش گرفت از اون بچه ای که خیلی عادی نشسته اصلا نمی دونه چه خبره
تا چند دقیقه دیگه برگه نابودی آرزوهاش مهر تایید میخوره با رفتن پدر
شاید دیشب با پدرش حرف زده بود
کاش جوری بود میشد احساس رو قلم آورد
دارم میمیرم.
#پاسدار
#سپاه
دیدگاه ها (۱۵)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 1فلش بک سال ۲۰۲۱ عم...

اونا نمیدونن،تومالِ منی.اونانمیدونن تو قلبِ منی.اونانمیدونن ...

half brother فصل ۲ part : ۱۰

فصل سوم ( شب دردناک )پارت ۲۱۷از پله ها پایین رفت و به کنار پ...

آموزش طبخ یک غذا به سبک استان تهران

من‌فقط‌یه‌فن‌گرل‌بودم(:💜《17》

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³¹(نایون+...

جنایت استکبار

عشق درسایه سلطنت پارت42

#۱۴حالم بهتر بود و ظهر از بیمارستان مرخص شدم. بامداد هم تونس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط