هیچ می‌دانے ڪه من در قلب خویش

هیچ می‌دانے ڪه من در قلب خویش
نقشے از عشق تو پنهان داشتم

هیچ می‌دانے ڪز این عشق نهان
آتشے سوزنده بر جان داشتم

‌ ‎‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌ ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

خیال روی توام غم‌گسار و روی تو نهبه هر سوئی که کنم راه، راه ...

هر چند امیدی به وصال تو ندارمیک لحظه رهایی ز خیال تو ندارمای...

عاشق شدنمثل صداے امواج دریاستپر تلاطم استآشوب ات مى كنداما ب...

تقدیم به تک تک دوستان گلم مراقب همدیگہ باشیم زندگے چاپ دوم ن...

باز امشباز خیالِ تو غوغاست در دلمآشوبِ عشقِ آن قد و بالاست د...

#مریمـــــانه زبان دلم را تو می‌دانی ای عشق...که غــم را با ...

ای آن که پیرم کرده ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط