چندپارتی از جیمین

چندپارتی از جیمین


Prince of the seas ( پرنس دریاها )



پارت چهارم


«من او رو نجات دادم. اگر می‌خواستم آسیبش بزنم، همون روز کنار ساحل رهاش می‌کردم.»

سکوتی سنگین حاکم شد. تنها صدای موج‌ها شنیده می‌شد.

جیمین از وان برخاست؛ دمش درخشید و قطرات آب مثل ستاره بر زمین ریخت.

«پدر، اگر بازگردم، به میل خودم بازمی‌گردم. اما بدان که قلبم اینجاست.»

پادشاه نگاهش را از تو به پسرش دوخت. در چشمانش خشم بود، اما پشت آن… ترسِ از دست دادن.
پس عصایش را بر آب کوبید.

«اگر عشق تو راستین است، باید بهایی بپردازی.»

آسمان تاریک‌تر شد.

«یا او به دریا می‌آید و برای همیشه انسانیتش را رها می‌کند… یا تو به خشکی می‌مانی و جاودانگی‌ات را از دست می‌دهی.»

انتخابی غیرممکن.

جیمین به تو نگاه کرد. در نگاهش سؤال نبود تصمیم بود و تو فهمیدی که افسانه‌ها همیشه با پایان‌های ساده تمام نمی‌شوند.

موج‌ها آرام گرفتند، اما جهان دیگر هرگز همان جهان سابق نبود…

باد سردی میان شما وزید؛ بادی که بوی نمک و تقدیر می‌داد.

سکوتی سنگین بین تو، جیمین و پادشاه دریا کش آمده بود.
صدای موج‌ها آهسته‌تر شده بود، اما تهدید هنوز در هوا موج می‌زد؛ مثل رعدی که پیش از صاعقه در س*ینه‌ی آسمان می‌پیچد.

جیمین آرام از وان بیرون آمد.
قطره‌های آب از بدنش فرو می‌چکید و پیش از آن‌که به زمین برسند، بخار می‌شدند.
دم درخشانش کم‌کم نورش را از دست داد و برای لحظه‌ای کوتاه، پاهایی انسانی جای آن را گرفتند.
او با تردید روی زمین ایستاد، انگار که برای نخستین بار وزن واقعی دنیا را حس می‌کند.

پادشاه دریا با صدایی که مثل شکستن کوه یخ بود گفت:

«تصمیمت را بگو، ولیعهد.»

تو جلو رفتی.
«نه… این منم که باید انتخاب کنم.»

چشمان جیمین با نگرانی برق زد. اما تو ادامه دادی:

«اون برای نجات دنیاش به دنیا اومده. من نمی‌تونم ازش بخوام جاودانگیش رو از دست بده.»

پادشاه نگاهش را به تو دوخت؛ نگاهِ موجودی که قرن‌ها زیسته و هزاران خیانت دیده است.

«تو آماده‌ای انسانیتت را رها کنی؟ دریا بخشنده نیست. استخوان‌هایت به فلس بدل می‌شود. نفس کشیدنت به آب وابسته خواهد شد. دیگر هرگز خورشید را آن‌گونه که اکنون می‌بینی نخواهی دید.»

قلبت فشرده شد.
ویلای خانوادگی. زندگی‌ات. آسمان‌های آبی. خاطره‌ها.

اما وقتی به جیمین نگاه کردی به لرزش خفیف لب‌هایش، به ترسی که برای تو در چشمانش بود پاسخت را یافتی.

«اگر کنار اون باشم… تاریکی دریا هم برام روشنه.»

جیمین نفسش را با درد بیرون داد.



ادامه دارد...
دیدگاه ها (۷)

چندپارتی از جیمین Prince of the seas ( پرنس دریاها )پارت پنج...

چندپارتی از جیمین Prince of the seas ( پرنس دریاها )پارت ششم...

چندپارتی از جیمین Prince of the seas ( پرنس دریاها )پارت سوم...

سلام سلام.... حالتون چطوره ؟ اوضاع خوبه؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط