نینجای سایه )) فصل2 پارت6 سه نینجا

نینجای سایه )) فصل2 پارت6 سه نینجا
شینیکو بیدار شد شمشیرش را برداشت وپرید بیرون و ناگهان یک نینجا پرید جولوش و شمشیرش را روگردن شینیکو گزاشت و گفت توکی هستی شینیکو گفت من از بچگی پیش استاد بزرگ شدم و حالا نینجا هستم اومدم پیش استاد تا یک راه برای نابودی سامورایی پیدا کنم که فهمیدم مرده ناگهان دونینجای دیگه با یک جغد اومدن پیش شینیکو و شینیکو پرسید شماها کی هستین یک نینجا گفت اسم من سنگوکو و دوستم که جغد داره کیریستین است و اسم اون دختر نیروما است مارکو اومد بیرون پرسید چیشد نیروما چیزی فهمیدی میخوان چیکار کنن شینیکو پرسید چی شده مارکو گفت ما مغر سامورایی را پیدا کردیم صبح بعد شینیکو زود از خواب پاشد و برای تمرین یک لوله که برای زیر اب بود برداشت و پرید تو استخر و ساعت ها تمرین کرد بعد اینکه همه پاشدن مارکو گفت اماده شید بعد صبحانه میریم جاسوسی سامورایی ها که بفهمیم به کجا میخان حمله کنن که ناگهان....
دیدگاه ها (۱)

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۱۷همه برای چند ثانیه به چراغ قرمز...

P : 5

فاصله یک لبخند تا جنون

#تاج_و_طوفانپارت ۱۸۵: احضار غیرمنتظرهچند خدمتکار آمدند و دسر...

فیک تهکوک وارث زار

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت ۲4سوهو یک قدم از تاریکی بیرون آمد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط