دستی به هوا رفت و دو پیمانه به هم خورد

دستی به هوا رفت و دو پیمانه به هم خورد
با آن دو دل عاشق و دیوانه به هم خورد

دستی به هوا رفت و نگاهی به نگاهی
پیچید و دو دست و دو دل و شانه به هم خورد

لبخند و نگاهی روی لبخند و نگاهی
آرام فرود آمد و مستانه به هم خورد

آرامش سرسبز من و رامش هستی
سلانه و سلانه و سلانه به هم خورد

شب در کشش و کوشش و کنکاش بسرشد
آسایش شمع و گل و پروانه به هم خورد

دست و دل تبدار دو دلداده بی خوِیش
در هم شد و برهم شد و جانانه به هم خورد
دیدگاه ها (۵)

گاهی آنقدر تنها میشوی...ک آغوش دشمنت تنهاترین تکیه گاهت است....

میشود قابِ دلم را تو پر از عکس کنی؟؟ و در آن قاب همه خنده ی ...

باد خواهد برد عشقی را که من دارم به توبعد از این یک عمر بی م...

کـــــــــــــــاش به شهر خـــــــوب تو مـــــــــــــرا همی...

🧁 پارت ششم | جشنی که هیچ‌کس فراموش نکردیک هفته بعد...امروز، ...

p9

(:♡ رز ابی من part .1.(اول عکسارو تا جایکه گفته شده بخوانید ...

سلام سلام خوشگلا، این دوستمون داره به فیکشن جذاب از جونکوک م...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

دستی به هوا رفت و دو پیمانه به هم خوردبا آن دو دلِ عاشق و دی...

دستی به هوا رفت و دو پیمانه به هم خوردبا آن دو دل عاشق و دیو...

دستی به هوا رفت و دو پیمانه به هم خوردبا آن دو دل عاشق و دیو...

در کوی تو مستانه ................................ می افتم و ...

آن دم که نگاه تو مستانه ترین باشدآهنگ غزلها یم افسانه ترین ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط