سر میــز شــام بــه یـــادت مــے افتــم!♥

سر میــز شــام بــه یـــادت مــے افتــم!♥
بـــغـــض مـــے کنــــــم . . .!!♥
اشــک در چشمــــانم حــلقـه مــے زنـــد!♥
هـمــه با تعـــجب نگـــاهــم مــے کنــند!♥
لبــخنــد میـــزنم و مــے گـــویم:♥
چــــقدر داغ بــود . . .!♥
دیدگاه ها (۱)

الهی ب امید تو

✔ ️درد ِ دل کـــــه مـــی کــــنــی〰 ضــــعــــــف هـــــایـ...

ﯾﻪ ﭼﻴــــــﺰﻱ ﻫﺴـﺖ ﺑـــــﻪ ﺍﺳـــﻢ✖ "ﺑﻐــــــــــــﺽ "✖ ﻛــﻪ ...

↙ اِنـقَـد بـی حــوصِـلِه اَم.کِـ هَـر کــی بِــخــوآد بــآ...

چای مینوشیدم که به یادش افتادم:یکباره دلتنگش شدم ؛بغض کردم و...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش سوم_مشتی به شانه اش می‌زنم"اگه یکم دیگه مع...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش اول_عین خیال هیچکس نیستیم؛ این را بفهم!تنه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش اول_ من تماشای تو می‌کردم ...

لبخند قاتلپارت³⁴ویو سلینگوشیم هنوز توی دستم بود.چند بار پیام...

پارت ششم | تغییر رفتاردو روز از ماجرای کافه گذشته بود.از آن ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش دوم_ریچل کمی از جا می‌پرد"...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط