پارت ۶

پارت ۶
ویو ا.ت
دو تا انگشت واردم کرد و قیچی وار داخلم حرکت یکم که گذشت انگشت سوم نزدیک ار.ضا شدن بودم که انگشت هاش رو از توم در آورد و لیسشون زد و کی.رش رو بهم مالید و بعد همش رو یجا واردم کرد منم داشتم از درد میمردم و یه جیغ کشیدم به عنوان یه بچه واقعا بزرگ بود و منم حسابی تنگ و دست نخورده طبیعیه دردم بیاد خب
کیلوا : خیلی تنگی پرنسس
من: آه...ار..باب....شما..آه
کیلوا: بزرگم؟
سری به نشونه ی تایید تکون دادم خیلی درد داشتم و اشک گوشه چشمم جمع شده بود. آروم اشک رو روی گونم پاک کرد پیشونیم رو بوسید و آروم داخلم حرکت داد.
گذشت و گذشت حدودا دو بار ار.ضا شده بودم صدای آه و نا.له هامون کل اتاق رو برداشته بود. صدای برخورد بدن هامون تو اتاق پخش میشد.
ارباب کیلوا هم با سه تا ضربه محکم و عمیق بالاخره ار.ضا شد. هر دو نفس نفس میزدیم. از توم کشید بیرون و منو تو بغلش کشید و سرم رو نوازش کرد.
کیلوا: بخواب کوچولو
من: بله...ارباب
و به خواب رفتم
_______________________
شرمنده که نبودممممم
دیدگاه ها (۱)

شینوبو رو زیاد زیاد خوشم نمیاد نمیدونم چرا#شینوبو#شیطان_کش ....

هه ازینا#وانپیس.....#انیمه #آهنگ #سناریو #هنتای #mbti

اگه دوستشون باشیم و عاشقش باشیم ولی دوست دختر داشته باشن پار...

"اگہ مس.ت باشن و بآ حولہ ببینتت"🍓⃢⋆✨...)درخواستی_ ادامه تک پ...

#loveing_or_hateing#Part25فلش بک به ساعت ۱۲ شب*+جئون من خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط