راه کج بود نشد تا به دیارم برسم

راه کج بود نشد تا به دیارم برسم
فال من خوب نیامد که به یارم برسم

بی‌قراری رسیدن رمق از پایم برد
نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم

شهریاری پر از اندوه ثریا هستم
شاید آخر سر پیری به نگارم برسم

استخوان سوز سیاهی زمستان شده‌ام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم

عشق هرروز دلم را به کناری می‌برد
عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم

شهریار
دیدگاه ها (۳)

تصویر نوشته

تصویر نوشته

به کجا خفته ای ای نرگس شاداب امشب؟کز خیال تو به چشمم نرود خو...

وقتی که می‌رفتی، بهار بود.تابستان که نیامدی؛پاییز شد؛ پاییز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط