پارت 34
پارت 34
)جونگوون رفت پای تابلو و به راحتی مسئله رو حل کرد (
"افرین جونگوون میتونی بری بشینی.
&ممنون استاد
) سوهیون هم مدتی بعد مسئله رو حل میکنه (
" توهم برو بشین
+چشم استاد
) جونگوون اروم در گوش سوهیون (
&افرین کارت خوب بود اما، نه با اندازه ی من.
+ایششش حداقل تعریف میکنی درست بکن.
"خب بچه ها تا همین جا کافیه دیگه استراحت کنید تا وقتی زنگ بخوره، خسته نباشید
*سوهیون از بچه ها شنیدم که غش کردی الان حالت خوبه؟ چراغش کردی نکنه بخاطر اون...
+امم این بخاطر اینه که این چند وقته کم قضا خوردم و ضعیف شدم (خنده ی مصنوعی)
(جیک دستشو میزاره روی سر سوهیون و و موهاشو نازی میکنه)
-خب هانول کوچولو از این به بعد باید بیشترغذا بخوری که قوی تر بشی
+هی چی باعث شده که فکر کنی من بچه ام؟
-دوسال تفاوت سنی...
&(هانول؟این همون جیکه که سوهیون همش در مورد اون حرف میزنه؟نکنه جیک هم سوهیونو میشناسه؟سوهیون تازه داشت یادش میرفت چرا الان؟...)
+ایششش انگار ده سال تفاوت سنی داریم
-اوممم پس گمون کنم بتونم جای پدرتو بگیرم
+جونگوون چرا تو یه چیزی بهش نمیگی؟(با گریه الکی و کمی خنده)
&(اما اگه باعث میشه با وجود جیک سوهیون مثل قبل خوشحال بشه و بهش اسیبی نرسه دیگه مهم نیست، اگه کنار اون حالش بهتره میتونم سوهیونو بسپرم به جیک...)
*جونگوون...
&چی؟
+حواست نیست چیزی شده؟
&نه اوکیم...
&سوهیون یلحظه میای ؟میخوام یچیزیو ازت بپرسم
+خصوصیه؟ باشه الان میام...
ادامه دارد...
__________________
عرر بنظرتون خوب بود این پارت؟پارت بعدم بزارم؟
#هشت_خوش_شانس#فیک#انها_یپن#کیپاپ
)جونگوون رفت پای تابلو و به راحتی مسئله رو حل کرد (
"افرین جونگوون میتونی بری بشینی.
&ممنون استاد
) سوهیون هم مدتی بعد مسئله رو حل میکنه (
" توهم برو بشین
+چشم استاد
) جونگوون اروم در گوش سوهیون (
&افرین کارت خوب بود اما، نه با اندازه ی من.
+ایششش حداقل تعریف میکنی درست بکن.
"خب بچه ها تا همین جا کافیه دیگه استراحت کنید تا وقتی زنگ بخوره، خسته نباشید
*سوهیون از بچه ها شنیدم که غش کردی الان حالت خوبه؟ چراغش کردی نکنه بخاطر اون...
+امم این بخاطر اینه که این چند وقته کم قضا خوردم و ضعیف شدم (خنده ی مصنوعی)
(جیک دستشو میزاره روی سر سوهیون و و موهاشو نازی میکنه)
-خب هانول کوچولو از این به بعد باید بیشترغذا بخوری که قوی تر بشی
+هی چی باعث شده که فکر کنی من بچه ام؟
-دوسال تفاوت سنی...
&(هانول؟این همون جیکه که سوهیون همش در مورد اون حرف میزنه؟نکنه جیک هم سوهیونو میشناسه؟سوهیون تازه داشت یادش میرفت چرا الان؟...)
+ایششش انگار ده سال تفاوت سنی داریم
-اوممم پس گمون کنم بتونم جای پدرتو بگیرم
+جونگوون چرا تو یه چیزی بهش نمیگی؟(با گریه الکی و کمی خنده)
&(اما اگه باعث میشه با وجود جیک سوهیون مثل قبل خوشحال بشه و بهش اسیبی نرسه دیگه مهم نیست، اگه کنار اون حالش بهتره میتونم سوهیونو بسپرم به جیک...)
*جونگوون...
&چی؟
+حواست نیست چیزی شده؟
&نه اوکیم...
&سوهیون یلحظه میای ؟میخوام یچیزیو ازت بپرسم
+خصوصیه؟ باشه الان میام...
ادامه دارد...
__________________
عرر بنظرتون خوب بود این پارت؟پارت بعدم بزارم؟
#هشت_خوش_شانس#فیک#انها_یپن#کیپاپ
- ۳.۷k
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط