هرچه او ناز و ادا کرد مجابش کردم
هرچه او ناز و ادا کرد مجابش کردم
تا رضاخان شدم و کشف حجابش کردم
مریم باکره ای بود و عبادت میکرد
جبرئیلش شدم و پاک خرابش کردم
چشم افسونگر میگون غرلخوانی داشت
هر غزل خواند یکی ناب جوابش کردم
گل سرخی که دهانم ز دهانش برداشت
انقدر سخت مکیدم که گلابش کردم
تا که شلیک کند بوسه ی آتش تا صبح
لب مسلسل شد و پیوسته خشابش کردم
بازوان را ز دو سو مثل کتابی بستم
مثل یک برگ گل لای کتابش کردم
تا که بردارم از گردن او حق زکات
بوسه ای بیشتر از حد نصابش کردم.
تا رضاخان شدم و کشف حجابش کردم
مریم باکره ای بود و عبادت میکرد
جبرئیلش شدم و پاک خرابش کردم
چشم افسونگر میگون غرلخوانی داشت
هر غزل خواند یکی ناب جوابش کردم
گل سرخی که دهانم ز دهانش برداشت
انقدر سخت مکیدم که گلابش کردم
تا که شلیک کند بوسه ی آتش تا صبح
لب مسلسل شد و پیوسته خشابش کردم
بازوان را ز دو سو مثل کتابی بستم
مثل یک برگ گل لای کتابش کردم
تا که بردارم از گردن او حق زکات
بوسه ای بیشتر از حد نصابش کردم.
- ۳.۵k
- ۱۴ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط