چرا تو جلوه ساز این بهار من نمی شوی

چرا تو جلوه ساز این بهار من نمی شوی
چه بوده آن گناه من که یار من نمی شوی
بهار من گذشته شاید
شکوفه ی جمال تو ، شکفته در خیال من
چرا نمی کنی نظر ، به زردی جمال من
بهار من گذشته شاید
تو را چه حاجت نشانه من
تویی که پا نمی نهی به خانه من
چه بهتر آن که نشنوی ترانه من
نه قاصدی که از من آرد ، گهی به سوی تو سلامی
نه رهگذاری از تو آرد ، گهی برای من پیامی
بهار من گذشته شاید
غمت چو کوهی به شانه ی من
ولی تو بی غم از غم شبانه ی من
چو نشنوی فغان عاشقانه ی من
خدا تو را از من نگیرد ، ندیدم از تو گر چه خیری
دیدگاه ها (۱)

زمین و آسمان مکه آن شب نور باران بودو موج عطر گل در پرنیان ب...

ای خداااا , ای خدا , ای خداهمه چی واسم غریبههمه چی رنگ فریبه...

چشم انتظارم یه بیقرارممیخوام بیایی همیشه باز بمونی کنارمتورو...

عکس های دیدنی از خالکوبی های زیبا

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت نهم: بازگشتِ سایه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط