رمان شماره هفت پارت ۱۱
رمان شماره هفت پارت ۱۱
البته ناگفته نماند که آوا هم همراهی کرد
بعداز چند ثانیه از هم جدا شدن و اتاق آوا رو چیدند وبعد خوابیدند
ویو دنیل
از خواب بیدار شدم کار های هر روزر و انجام دادم فرم مدرسه را پوشیدم وبعد رفتن به آوا سر بزنم و بیدارش کنم دیدم بیداره و داره موهایش را شونه میشه رفتم پیشش و گفتم
سلام عزیزم آماده شدی بریم
آوا : سلام دنیل آره بریم دلم برا آنیا و آنیکا به زره شده
ویو آوا
سوار ماشین شدیم پله سمت مدرسه حرکت مردی
درمدرسه
آوا : خدا حافظ عزیزم
دنیل : خداحافظ آوا
ویو دنیل
رفتم پیش دامیان و دمیتریوس و کوین
دنیل : سلام
همه : سلام دنیل
دامیان : داداش تسلیت میگم نامزد دار شدی
دنیل : دلمم بخواد نام زد دار بشه جون بهترین نامزد دنیا رو دارم
دمیتریوس: خب حالا این خانم کیه
دنیل : کسی که عاشقش بودم آوا فرجر
دامیان : چی خواهر آنیا
دنیل : آره
ویو آوا
دیگه بسه برای پارت بعد آماده باشید
به نظرتون زوج بعدی کی میتونه باشه
البته ناگفته نماند که آوا هم همراهی کرد
بعداز چند ثانیه از هم جدا شدن و اتاق آوا رو چیدند وبعد خوابیدند
ویو دنیل
از خواب بیدار شدم کار های هر روزر و انجام دادم فرم مدرسه را پوشیدم وبعد رفتن به آوا سر بزنم و بیدارش کنم دیدم بیداره و داره موهایش را شونه میشه رفتم پیشش و گفتم
سلام عزیزم آماده شدی بریم
آوا : سلام دنیل آره بریم دلم برا آنیا و آنیکا به زره شده
ویو آوا
سوار ماشین شدیم پله سمت مدرسه حرکت مردی
درمدرسه
آوا : خدا حافظ عزیزم
دنیل : خداحافظ آوا
ویو دنیل
رفتم پیش دامیان و دمیتریوس و کوین
دنیل : سلام
همه : سلام دنیل
دامیان : داداش تسلیت میگم نامزد دار شدی
دنیل : دلمم بخواد نام زد دار بشه جون بهترین نامزد دنیا رو دارم
دمیتریوس: خب حالا این خانم کیه
دنیل : کسی که عاشقش بودم آوا فرجر
دامیان : چی خواهر آنیا
دنیل : آره
ویو آوا
دیگه بسه برای پارت بعد آماده باشید
به نظرتون زوج بعدی کی میتونه باشه
- ۲۱۸
- ۱۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط