my ex

my ex
p.31
قسمت ۱ که در ادامه پارت ها به صورت e.1 مینویسم
روز بعد، رفت و آمد بین ا.ت و جونگ‌کوک مثل یه رقصِ ظریف بود؛ هر دو با احتیاط قدم برمی‌داشتن، انگار تو یه میدان مین راه می‌رفتن. جونگ‌کوک واقعاً سعی می‌کرد فاصله‌شو حفظ کنه. وقتی ا.ت داشت گریمشو چک می‌کرد، اون دورتر می‌نشست، با موبایلش ور می‌رفت ولی نگاهش به آینه بود، نه برای چک کردن گریم خودش، بلکه برای اینکه ببینه ا.ت چطور کار می‌کنه. یه جور مشاهده‌ی بی‌خطر.

یه لحظه، جونگ‌کوک چشمش افتاد به یه لکه‌ی کوچیک روی صورت ا.ت که معلوم بود از گریم نیست. رفت سمت جعبه‌ی کمک‌های اولیه، یه پد الکلی برداشت و اومد جلو. همین که نزدیک شد، ا.ت یه کم عقب کشید، ناخودآگاه. دست جونگ‌کوک همونجا وایساد. انگار یه پیامِ ناگفته رد و بدل شد.

جونگ‌کوک مکث کرد، بعد پد الکلی رو گذاشت روی میز نزدیک ا.ت.
–اگه لازم شد…

صداش خیلی آروم بود. دستاش رو دوباره گذاشت پشت کمرش، انگار داشت خودشو صاف نگه می‌داشت، یه ژستِ کنترل‌شده.

ا.ت یه نگاه به پد الکلی انداخت، بعد به جونگ‌کوک. یه لبخند خیلی کوچیک، نامحسوس، گوشه‌ی لبش نشست.
+ممنون.

و خودش برداشت و اون لکه رو پاک کرد. جونگ‌کوک فقط سرشو تکون داد، یه تای خفیفِ دیگه به لبش، و برگشت سر جاش. این بار، عقب کشیدنِ ا.ت براش یه حسِ «درک» داشت، نه «طرد شدن».

وسط فیلم‌برداری یه سکانسِ احساسی، کارگردان گفت: «یه لحظه باید ارتباط چشمی عمیق باشه. خیلی عمیق.»

همه ساکت شدن. جونگ‌کوک رفت سر جاش. وقتی دوربین روشون زوم شد، ا.ت مستقیم نگاهش کرد. جونگ‌کوک هم نگاهش کرد. این بار، اون نگاهِ سریع و گذرا نبود. یه جور مکثِ طولانی، ولی نه از سرِ خجالت یا اجبار. انگار داشت سعی می‌کرد حرف بزنه، بدون کلام.

چشماش یه چیزی می‌گفت؛ یه جور پشیمونیِ واقعی، یه پذیرشِ ضعف. ا.ت هم تو نگاهش یه جور سوال داشت: «واقعاً؟»
ولی این بار، اون «واقعاً؟» با یه ذره کنجکاوی همراه بود، نه فقط با ترس.

وقتی کارگردان گفت «کات»، هر دو سریع نگاهشونو دزدیدن. ولی اون چند ثانیه، انگار یه وزنه بود که از رو دوششون برداشته شد. جونگ‌کوک صورتشو چرخوند، نفس عمیقی کشید و انگشت‌هاشو توی موهاش کشید، یه حرکتِ عصبیِ کوچیک که نشون می‌داد چقدر اون لحظه براش سنگین بوده.
دیدگاه ها (۵)

my exp.31e.2بعد از فیلم‌برداری، وقتی ا.ت داشت وسایلشو جمع می...

my exp.32e.1یه پروژه جانبی جدید برای جونگ‌کوک تعریف شده بود:...

my exقسمت ۳p.30ا.ت پیام رو خوند. انگشتشو رو صفحه کشید.  بعد ...

my exp.30آه کوتاهی کشید.  –الان با یه مشاور حرف می‌زنم. اون ...

پرنسس من ۱۳

Part 15

پارت ۳ 🖤❤️خوناشام جذاب من ❤️🖤ویو جونگ کوکا/ت رفت داخل یه کوچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط