عشق چون

عشق چون
داغی است بر سینه ی درد
چو موجی
می زنم سیلی بر این درد
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

نقش من را چون کشیدی درد من را هم بکش عشق ویرانگر که افتاد ب...

پیر گشتن در مسیر زندگانیهمچو یک غروب زرد استمی تواند باشکوه ...

در عشقت شمع در بادم خودم را بردی از یادم

یادمه چشم تو دریائی بوددل من مثل دل ماهی بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط