پدر دستشو گذاشت رو شونه پسرشو پرسید: تو قويتری یا من، پسر
پدر دستشو گذاشت رو شونه پسرشو پرسید: تو قويتری یا من، پسر گفت: من، پدر با کمی دلشکستگی دوباره پرسید: تو قويتری یا من، پسر با صدای محکم تری گفت: من، پدر با دلخوري دستشو برداشت و چند قدمي رفت و با صدايي گرفته دوباره پرسید: تو قویتری یامن پسر گفت: شما پدر، پدر پرسید: پس چرا حرفت رو عوض کردی؟ پسر گفت: زمانی که دستت روی شانه ام بود احساس کردم که یک دنیا پشت سرمه.
به عشق پدرايي كه مثل يه دنيا پشتمونن لايك
به عشق پدرايي كه مثل يه دنيا پشتمونن لايك
- ۱.۴k
- ۰۶ مرداد ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط