از پنجره، به پیاده روی مملو از جمعیت نگاه کرد. گفت: می‌بی

از پنجره، به پیاده روی مملو از جمعیت نگاه کرد. گفت: می‌بینی، لباس‌هایی هستند، که راه می‌روند، دروغ می‌گویند، عاشق می‌شوند، می‌میرند. کمتر لباسی آن بیرون است، که درونش انسان وجود داشته باشد. به راستی که این دنیا، یک رختکنِ بزرگ است …
دیدگاه ها (۱)

از پنجره، به پیاده روی مملو از جمعیت نگاه کرد. گفت: می‌بینی،...

** امیر المومنین علیه السلام فرموده : تمام خیر در سه چیز جم...

** چهره زیبا چشم هاراتسخیر میڪند... ولی... شخصےت زیبا قلب ه...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆      ۲ پارتچند دقیقه بود که ه...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p13نینا تا چند ثانیه پشت سر مرد نگاه کرد....

به آرزویش که شهادت بود رسید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط