ادامه پارت یک عشق جاودانه

ادامه پارت یک عشق جاودانه

جیمین که انگار متوجه منظور من نشده بود، با تعجب نگاهی به من و سپس به منشی انداخت و گفت: «دوست‌دختر؟ چی می‌گی؟»

با انگشتم به منشی اشاره کردم که حالا رنگش پریده بود و گفتم: «همین منشی کوچولوت!»

منشی جیمین که حالا تمام غرور قبلی‌اش فرو ریخته بود، سرش را پایین انداخت و جرأت نداشت حتی به چشمان جیمین نگاه کند. جیمین نگاهی به چهره رنگ‌پریده او و سپس به چهره خشمگین و عاشق من انداخت و لبخندی کنایه‌آمیز زد...
---

پارت ۲؟

حمایت پلیزز
دیدگاه ها (۰)

اخییی🥹🩷

عشق جاودانه 𝑝𝑎𝑟𝑡 ²---جیمین برای چند لحظه ساکت ماند. نگ...

چند پارتی جیمین 𝑝𝑎𝑟𝑡 1 عشق جاودانه---خورشید صبحگاهی از پ...

𝑌𝑜𝑜𝑛𝑚𝑖𝑛✨

P9#کامل‌و‌ناقص برای چند صدم ثانیه نفسم رو حبس کردم و بعد از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط