پارت¹² •sad rose•

پارت¹² •sad rose•

تهی: خب دیگه دعوا و کَل کَل بسه بریم تو حیاط

با پسرا آتیش درست کردیم، هانول و تهی هم رفتم پتو هارو آوردن و حالا بهترین وقت برای برقراری ارتباط با هانول بود.

جونگکوک: بچه ها شما برین بشینین، منو هانول خوراکی هارو میاریم
هانول: اوهوم شماها برین ما میاریم «لبخند» (هانول هم که انگار از خداشر بود با جونگکوک بیاد😌)

با هانول به سمت آشپزخونه رفتیم

جونگکوک:هانول من میخواستم یه چیزی بهت بگم...
هانول: چیزی شده؟
جونگکوک:هانول شی....تو به عشق در نگاه اول اعتقاد داری؟
هانول: من؟ خـــب آره اعتقاد دارم
جونگکوک: تاحالا عاشق شدی؟
هانول: آره
جونگکوک: هانول من از وقتی دیدمت، عاشقت شدم
هانول: جونگکوکااا منم دوست دارم
جونگکوک:واقعااا؟!

یعنی واقعا هانول دوسم داره یِسسسسسس

هانول: آره عشقم
جونگکوک: عشقم؟!
هانول: نگم؟
جونگکوک: چرا قربونت بشم، همیشه بگو
هانول: جونگکوکاا تو با تهی رابطه داشتی درسته؟
جونگکوک: نه عشقم من بهش دست نزدم، ولی دوست دخترمه
هانول: عشقم باهاش کات کن
جونگکوک: چشم قشنگم، تو یه زمان مناسب بهش میگم
هانول: کوکی عاشقتم
جونگکوک: منم همینطور زندگیم
هانول: بریم بیرون بچه ها شک میکنن
جونگکوک: باشه خوشگلم ولی قبلش میشه بپرسم لبات چه مزه ای عه؟
هانول: خودت چی فکر میکنی!
جونگکوک: امتحان میکنم، اجازه هست بانوی زیبا؟

پاک شده
دیدگاه ها (۰)

گل خونی پارت  38- چرا من  من بگم تو چرا قبول کردیتهیونگ و شو...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

عشق میان ما پارت ۴

پارت 31 رمان عشق مدرسه ای جونگین : خب اول مینهو بعد لیسا و ب...

𝓹𝓪𝓻𝓽40(اتو یونجون لباساشون سته یه لباس آبیه راه راهی از زیرم...

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

عرررررر سلام خوبید اومممم میخوام خودمو معرفی کنم😐 خیلی خب بگ...

part 67جونگکوک وقتی مطمئن شد خوابش برد آروم بلند شد و پتو رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط