حیف اون شب رمانتیکه ننه بابات

ح̶ی̶ف̶ ا̶و̶ن̶ ش̶ب̶ ر̶م̶ا̶ن̶ت̶ی̶ک̶ه̶ ن̶ن̶ه̶ ب̶ا̶ب̶ا̶ت
دیدگاه ها (۰)

اونروزی که من ببینمش و بغلش کنم، یه نفر با تیر منو میکشه و ب...

̶آ̶د̶م̶ا ا̶ر̶ز̶̶̶ش̶ ̶̶خ̶و̶̶̶بی̶ ن̶د̶ار̶ن̶د ̶ف̶ق̶ ̶بای̶̶̶د̶ ̶...

تو لجن زارت غرق شدم کمکم کن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط