دیدی بهار آمد

دیدی بهار آمد
و از دل خزان نرفت ؟
بهار ڪه میشود
فقط زخم های ڪهنه ام
شڪوفه میڪنند

یڪ روز
آخرین نفری ڪه تورا می‌شناسد
خواهد مرد
و خاطره‌ی تو
برای همیشه
فراموش خواهد شد🚶‍♀️
دیدگاه ها (۷۰)

بايد در انتهاى  يڪ ڪوچه يا خيابان  بايستم تمام بهار را دور خ...

و من نیمی زن‌ام نیمی باد ڪه هر شب تمامِ ڪوچه‌های شهر را به د...

پرنقش تر از فرش دلم بافته ای نیست از بس ڪه گره زد به گره حوص...

گاهی به آخـرین پیراهنـــمفڪر میڪنم ڪه مرگ در آن رخ میدهد🖤

https://wisgoon.com/namotevariامشب یه شب خاصیه برای من .دی...

«برای رزالین» تاریکی اتاق انگار نور امیدش را ربوده بود. خسته...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط