به سمت ماندت راهی

به سمت ماندت راهی
نمیشوی چرا گاهی
ستاره هدیه کن به مشت کوچه شب ها
شمرده تر بگو با من
حروف رفتنت تا من
بگیرم از دلت همه بهانه هارا
آشوبم آرامشم تویی
به هر ترانه ای سرمیکشم تویی
بیا که بی تو من غم دو صد خزانمم
chaartaar
دیدگاه ها (۱)

بگذار بگوینم که از سراب ِ.این آب بریدممن از عطشترانه آفریدمب...

تنها توئی تو که میتپید ِ نبض ِ این رهایی تو فارغ از وفور ِ س...

•به سمت ماندنت ... •راهی ...•نمیشوی چرا ...؟ •گاهی ...•ست...

تنها توئی تو که میتپید ِ نبض ِ این رهاییتو فارغ ازوفور ِ سای...

تنهآ تویی بی تو که میتپی به نبض این رهاییتو فارغ از وفور سای...

تنها، تویی تو که می تپی به نبض این رهاییتو فارق از وفور سایه...

تنها تویی تو که میتپی به نبض این رهاییتو فارغ از وفور سایه ه...

تنها تویی تو که میتپی به نبض این رهاییتو فارغ از وفور سایه ه...

تنها تویی تو که میتپی به نبض این رهاییتو فارغ از وفور سایه ه...

تنها ؛ تویی تو که می تپی به نبض این رهایی تو فارق از وفور سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط