𝘱:²⁴

𝘱:²⁴
(فردا صبح)
بیدار شدم دلم کم درد میکرد پس لباسمو پوشیدم دوباره روی تخت دراز کشیدم به صورت کیوت کوک نگاه کردم

دلم نمیخاست ازنگاه کردین به این صورت کیوت دست بکشم

کوک واقعا وقتی بیداره خیلی رو مخ بی اعصابه ولی وقتی خوابه مظلوم ترین کیوت ترین فرد دنیا هس

+هوم چرا اینقدر کیوتی
_هوم من کیوتم
+جیغغغغغ تو بیداری
_ارع من کیوتم پس دیشب کی داشت جرت میداد

+عه نکن
_من واقعا رو مخم
+چی
_خودت گفتی وقتی بیدار م رو مخ بی اعصابم
+تو تو چجوری شنیدی
_نمیدونستی ما خوناشام ها میتونیم ذهن بخونیم

+وای بزا اینو میتونی بخونی
ذهنش:«تو یه ددی فاکر»

_تو یه ددی فاکری
+اوشتنتت پشمام
_اه گشنمه
+خو برو صبحونه بخور

_نه
+هوم باش میتونی
_واقعا
+اره
سرشو اروم برد داخل گردنم

_دردت امد دستمو فشار بده
+باش
با سوزش گردنم فهمیدم نیششو فرو کرد دردش زیاد بود تحملش سخت بود

و هر لحضه دست کوک رو بیشتر فشار میدادم

«دلم خواست شرط بزارم »
شرط

𝘤𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵:¹⁰⁰
𝘓𝘪𝘬e:⁷⁰
𝘧𝘰𝘭𝘭𝘰𝘸:¹⁸⁸⁰
دیدگاه ها (۱۱۴)

part:اخر_نترس کوچولو بیا بریم+باش بریم رفتیم بیرون سوار ماشی...

فیک جدیداسم:ازت متنفرم جئون جون کوکشخصیت:کوک/ا/تپارت:نامعلوم...

𝐩:²³تو کامنته🗿کامنت نزار

𝚙:²²دلم نمیخاست الان اینکارو کنم+م...م من باید برم _کجا بلند...

رمان خطر پارت 3:گوشیم زنگ خورد بیدار شدمبا جونگ کوک شب قرار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط