سربازیش را باید داخل خانه ی سرهنگ میگذراند

سربازیش را باید داخل خانه ی سرهنگ میگذراند

وقتی وارد خانه شد و چشمش به زنِ نیمه عریانِ سرهنگ افتاد
پا به فرار گذاشت و به پادگان برگشت.

جریمه اش تمیز کردن تمام دستشویی های پادگان بود.
میگفت: «تا پایان خدمت حاضرم جریمه شوم ولی دوباره به آن خانه برنگردم»

"شهید عبدالحسین برونسی"
دیدگاه ها (۲)

اینجا فاطمی بودن تاوانی دارد که زنان این خاک تاوان آنرا با خ...

بسم الله الرحمن الرحیمزرنگ باش!سخنی از مرحوم حاج محمد اسماعی...

با سرو وضع افتضاحی وارد اتاقم شد و از من درخواست یک نامه کرد...

سیب ها را زیبا به تصویر کشیدند؛اولی را کامل پوست گرفتند، طور...

🦢 پارت دوازدهم | اولین هشدارلیانا هنوز کارت را در دستش نگه د...

پارت ۲#تو راز شب های منی صبح روز بعد، سوآ با صدای زنگ ساعت ا...

🦢 پارت سیزدهم | حقیقتی که پنهان شده بودلیانا چند ثانیه به عک...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 12هان هنوز گوشی را توی دستش گرفته بود.چهار اس...

پارت ۳۰ | پایانِ سایه‌ها 🌙❤️سه سال بعد...صدای خنده‌ی بچه‌ها ...

Part 9

🦢 پارت سی‌ام | نزدیک‌ترین دشمنجنگکوک هنوز به جمله‌ی روی نامه...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 146✦...................

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒صبح روز بعد، سئول هنوز درگیر ...

خواهر یه کوالا پارت ۲۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط