یکی از همین روزها

یکی از همین روزها

باید خدا راصدا بزنم

یک میز دو نفره

دو صندلی

یکی من

یکی خدا

حرف نمیزنم

نگاهم کافیست

میدانم

برایم اشک می ریزد!!
دیدگاه ها (۳)

♻️ نه اشک تمساح، نه بغض ریاکارانه؛ فقط یک تقدیمِ صادقانه🔰 حم...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆       ۲۰ پارتچند دقیقه گذشت.....

پارت چهارم | قمارجئون جونگ‌کوککارت‌ها دوباره روی میز پخش شدن...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹²ویو: ویکتوربعد از رفتن ات، دوبار...

برده عمارت جئون

آمدم بنویسم کاش آدمیزاد قدرت داشت از همه عزیزانش دفاع و حمای...

سناریووقتی محرم میاریشون ایران و میرین هیئت نامجون:من حتما ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط