می رسم، اما سلام انگار یادم می رود

می رسم، اما سلام انگار یادم می رود
شاعری آشفته ام، هنجار یادم می رود

با دلم اینگونه عادت کن، بیا، بر دل مگیر
بعد از این هر چیز یا هر کار یادم می رود

من پر از دردم، پر از دردم، پر از دردم، ولی
تا نگاهت می کنم انگار یادم می رود

راستی چندی است می خواهم بگویم بی شمار
دوستت دارم ولی هر بار یادم می رود

مست و سرشاری ز عطر صبح تا می بینمت
وحشت شب های تلخ و تار یادم می رود

شب تو را در خواب می بینم همین را یادم است
قصه را تا می شوم بیدار یادم می رود

من پر از شور غزل های توئم، اما چرا
تا به دستم می دهی خودکار یادم می رود؟
دیدگاه ها (۹)

دﺧﺘﺮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﻨﺪ ﺩﺧﺘﺮﻫ...

.کنارت چاییم سرد و دلم گرم استکنارت آسمان عشق یک رنگ استکنار...

🍂 بعــــــــــــــــضی🍂 🍂 وقتهــــــــــــــــا🍂 🍂 کســــــ...

زنهاوقتی دلگیرندهر چه بپرسیمی گویندهیچی...مهم نیست، می گذردا...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت هفتم: آتشفشانِ سرکوب‌شدهاون کل...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

می رسم، اما سلام انگار یادم می رودشاعری آشفته ام، هنجار یادم...

می رسم، اما سلام انگار یادم می رودشاعری آشفته ام، هنجار یادم...

می رسم، اما سلام انگار یادم می رود شاعری آشفته ام هنجار یادم...

می رسم، اما سلام انگار یادم می رودشاعری آشفته ام هنجار یادم ...

می رسم، اما سلام انگار یادم می رودشاعری آشفته ام هنجار یادم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط