عاشقخونشیابدنش
#عاشق_خونش_یا_بدنش
پارت ۱۰
_فیلکس تو میتونی
دستام رو روی شونش گذاشتم و توی چشماش خیره شدم
سرش رو تکون داد
+م.میتون
_بدون ترس بگو!
+میتونممم!
_آفرین
(فیلکس)
با هیونجین اون ادرسی که گفت رو اومدیم
یه دختر خوشگل رو دیدم با قدت عالی و صورتی مثل ماه
^اوم تو کی هستی؟
+چی من ؟ من فقط اومدم بهت سلام کنم چون خیلی خوشگلی
^اوم واقعا؟ مرسی
لبخند خیلی خوشگلی روی لبش داشت
^پس میتونم ازت استفاده کنم؟
+چی؟
اینبار لبخند خیلی عجیب اون دختر زد کمی ترسیدم
دختره داشت به با هر قدم سریع تر بهم نزدیک میشد
چشم هام رو بستم ولی هیچی نیومد
اروم چشم هام رو باز کردم
دیدم هیونجین داره دختر رو خفه میکنه
_خیلی وقته ندیدمت چه یونی
^هوانگ هیونجین از وقتی که بچه بودی از این فکر های توی سرت داشتی که مارو حذف کنی نه؟
^با مینهو دست به یک کردی؟
_حسودی و حس پوچی چون مینهو دوست نداشت نه؟ خیلی دل خراشه
هیونجین رو بهم کرد
_اون محلولی که بهت دادم به بهم میدی؟
اروم سرم رو تکون دادم و وقتی میخواستم محلول رو بدم دختره رو کرد به من و گفت
^پسر بهش اعتماد نکن هرگز داره ازت سو استفاده میکنه تو هم مثل میرسی به خط پایان و مثل من میمیری ولی تو حداقل دل داری انسانی پس بهش اعتماد نکن
منظور دختز چی بود؟
^هوانگ هیونجین جونگین و مینهو هر سه شیطان واقعین
هیونجین محلول رو از دستم محکم گرفت و زد به گردن دختره
دختره افتاد رو زمین مثل یک جسد شد
_به حرفش گوش نده درباره دوست پسرای قبلیش صحبت میکرد
+پ..پس چرا گفت م.من انسانم و دل دارم
_چون خودش رو هیولا میدید
هنوز مردد بودم ولی سعی کردم بگذرم از این موضوع .
.
.
.
شرط: ۱۷ تا لایک
پارت ۱۰
_فیلکس تو میتونی
دستام رو روی شونش گذاشتم و توی چشماش خیره شدم
سرش رو تکون داد
+م.میتون
_بدون ترس بگو!
+میتونممم!
_آفرین
(فیلکس)
با هیونجین اون ادرسی که گفت رو اومدیم
یه دختر خوشگل رو دیدم با قدت عالی و صورتی مثل ماه
^اوم تو کی هستی؟
+چی من ؟ من فقط اومدم بهت سلام کنم چون خیلی خوشگلی
^اوم واقعا؟ مرسی
لبخند خیلی خوشگلی روی لبش داشت
^پس میتونم ازت استفاده کنم؟
+چی؟
اینبار لبخند خیلی عجیب اون دختر زد کمی ترسیدم
دختره داشت به با هر قدم سریع تر بهم نزدیک میشد
چشم هام رو بستم ولی هیچی نیومد
اروم چشم هام رو باز کردم
دیدم هیونجین داره دختر رو خفه میکنه
_خیلی وقته ندیدمت چه یونی
^هوانگ هیونجین از وقتی که بچه بودی از این فکر های توی سرت داشتی که مارو حذف کنی نه؟
^با مینهو دست به یک کردی؟
_حسودی و حس پوچی چون مینهو دوست نداشت نه؟ خیلی دل خراشه
هیونجین رو بهم کرد
_اون محلولی که بهت دادم به بهم میدی؟
اروم سرم رو تکون دادم و وقتی میخواستم محلول رو بدم دختره رو کرد به من و گفت
^پسر بهش اعتماد نکن هرگز داره ازت سو استفاده میکنه تو هم مثل میرسی به خط پایان و مثل من میمیری ولی تو حداقل دل داری انسانی پس بهش اعتماد نکن
منظور دختز چی بود؟
^هوانگ هیونجین جونگین و مینهو هر سه شیطان واقعین
هیونجین محلول رو از دستم محکم گرفت و زد به گردن دختره
دختره افتاد رو زمین مثل یک جسد شد
_به حرفش گوش نده درباره دوست پسرای قبلیش صحبت میکرد
+پ..پس چرا گفت م.من انسانم و دل دارم
_چون خودش رو هیولا میدید
هنوز مردد بودم ولی سعی کردم بگذرم از این موضوع .
.
.
.
شرط: ۱۷ تا لایک
- ۷۲
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط