میشه لطفا گذارش نکنید🥺

میشه لطفا گذارش نکنید🥺
کاراگاه جوان
Part:23
لباشو گذاشت رو لبام واقعا شوکه شدم اما بعدش از کمرش گرفتم و بیشتر به خودم نزدیکش کردم و بوسیدمش بعد چند مین با کم آوردن نفس ازش جدا شدم که نگام کرد و گونه هاش سرخ شده بود واقعا کیوت بود نتونستم جلوی خودمو بگیرم و زدم زیر خنده
ا.ت:یاا به چی میخندی
جیمین:خیلی کیوت شدی *خنده
ا.ت:یاا نخند*خجالت
جیمین:چرا *خنده
ا.ت:خجالت میکشم
جیمین:پرنسس من خجالت میکشه *لبخند
ا.ت:اوهم*خجالت
....
جیمین:ا.ت
ا.ت:بله
جیمین:بیا فردا حرف بزنیم الان مستی
ا.ت:باشه ولی من مست نیستم
جیمین:اصلا مست نیستی
ا.ت:هوم مست نیستم
و سرشو گذاشت رو پام و خوابید
جیمین:دیوونه*آروم و خنده
نمیدونم چقدر گذشت که به دریا نگاه میکردم ولی هوا داشت تاریک میشد که گوشیم زنگ خورد بدون توجه به اسم جواب دادم
جیمین:بله
جیهون:سلام قربان
جیمین:سلام بگو
جیهون:قربان چند تا مدرک از یوچان پیدا کردیم
جیمین:اا خوبه برام بفرست بعدا چکشون میکنم
جیهون:بله قربان
جیمین:همم خوبه
جیهون:راستی قربان
جیمین:بله
جیهون:چند تا از بار های یوچان ساعت ۷ میرسه کره چیکار کنیم
جیمین:آدرسو بفرست ساعت ۷ با مینگی و چندنفر اونجا باشین باید جلوشونو بگیریم عقب وایسین تا بیام
جیهون:چشم
جیمین:خوبه
جیهون:پس آدرسو مدارک براتون میفرستم
جیمین:خوبه
جیهون:پس فعلا
جیمین:فعلا
ادامه دارد....
لایک و کامنت یادتون نره توت‌فرنگیای من 🍓😚
دیدگاه ها (۲)

کاراگاه جوان Part:24ا.ت:با کی حرف میزدی جیمین:ها مگه خواب نب...

کاراگاه جوان Part:22رفتم از مغازه بغل دریا چندتا آبجو گرفتم ...

خدایی گذارش ندین دوست ندارین نخونید نیازی به گذارش نیست اخه ...

وقتی اون...(درخواستی)

وقتی اون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط