دختره از دوستت دارم گفتنای هرشب پسره خسته شده بود یه شب ک

دختره از دوستت دارم گفتنای هرشب پسره خسته شده بود یه شب که پسره اس داد دختر بدون اینکه اس رو باز کنه موبایلشو گذاشت زیر بالش و خوابید صبح مادره پسره به دختره زنگ زدکه پسرم مرده،دختره اشک تو چشاش جمع شد رفت سراغ اس شب قبل،پسره نوشته بود: تصادف کردم به زور خودمو رسوندم جلو خونتون بیا پایین که برا آخرین بار ببینمت...
دیدگاه ها (۵)

خــــــــدایا من اینجا دلم سخـــــت معجزه میخواهد و تو انگار...

وقتی به مشکلاتم فکرمیکنم میخوام خودکشی کنم :(...ولی وقتی یاد...

بعضـــی اتفاق های خــوبــــــــــــــــ اونقدر دیـر می افـتن...

این بود دنیایی که بخاطرش لگدبه شکمه مادرمان میزدیم؟!!

پارت ۷پرورشگاهorphanageجیمین:میخورمکوک:اخه میترسم جنا اذیتت ...

فیک مافیای من پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط