بیدار مانده‌ام که تو را مثنوی کنم

بیدار مانده‌ام که تو را مثنوی کنم


آسوده تــر بخواب عزیز دلی هنوز


| حسنا محمدزاده |
دیدگاه ها (۵)

حرف که می‌زنی من از هراس طوفان زل می‌زنم به میز به زیرسیگ...

آشپزخانه سنگر است، یک سنگرِ زنانه ! سنگری که زن را پناه می...

دلم تنگه پرتقال من گلپر سبز قلب زار من منو ببخش از برای تو...

من خسته ام دیوانه م دلگیرم از تو خود را همین امروز پس میگی...

اتا اخر بخوانید .ای سوخته تب تشنه خشکیده لب !!سیراب نخواهد ش...

📚✒️یاد بگیر گاهی آرام و متین تو چشم‌های طرفت نگاه کنی و بگوی...

عزیز من،خودم از تو سریع تر میفهمم پس ب*بند!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط