چگونه در کشم

چگونه در کشم
دامن زِ عشقش
که دستِ دل
گریبانم گرفته است...
دیدگاه ها (۱)

بی رنگِ رُخت زمانه زندانِ مَن‌ است...

در هوایت بی‌قرارم روز و شب...

سخنِ غیر مگو با منِ معشوقه‌پرست...

بجز سودای وصلِ تو میانِ جان نمی‌دانم...

دامن دل از تو در خون می‌کشمننگری ای دوست تا چون می‌کشماز رگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط