دستهایت لطف باران را حکایت

دستهایت لطف باران را حکایت
میکند
چشم تــــو پاکی دریا را روایت
میکند
روز روشن ناگهان شب میشـود
هنگام ظهر
چادر_مشکی تـــو وقتی دخالت
میکند
دیدگاه ها (۱)

آتنا را کی کشت؟در قتل امثال آتنا و ستایشزنانی که باهر وضعی ک...

ورود غرورآفرین گُنجِ سیو و زردو به منطقه را بخاطر فصل دُم...

شعار روی موشک هارم بنویسید دولت قبل باید از صحنه ی روزگار حذ...

ملت شریف ایران یادتون می آدهمین پیاز رو؛وانتی ها التماس می ک...

شب 🌑شب قبل با تمام وجود تصمیم گرفت رگ دستش را بزند .دنبال دل...

در دلِ شب، شعله بر دیوارِ شهر افتاده بود خاک، بر بالینِ ماد...

★تلخ ترین شیرینی من ★پارت اول ★ساعت هشت شب بود. خیابون های ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط