ادامه part 36

ادامه part 36

کوک- ببین چطور اروم خوابیده...سریع بیدارش میکنم!

تهیونگ که خجالت میکشید با گونه های سرخش نگاهشو به سمت مخالف میده. با دستاش صورتشو پنهان میکنه و خودشو به جونگکوک میسپره.
جونگکوک به پسر که خودشو میون دستاش قایم کرده بود نگاه می‌کنه.

کوک- می‌دونی تو الان عین ماه ای که داره پشت ابر قایم میکنه خودشو

تهیونگ با این حرف جونگکوک به وضوح میتونست پر کشیدن پروانه های قلبشو حس کنه.

ته-...تو ازین حرفا بلدی رو نمیکنی؟

با حلقه شدن دستای جونگکوک دور عض‍‌...‍وش لبaشو گaز میگیره و نaله ارومی میکنه.

کوک- آخه من تورو کم دیدم که رو کنم ماه من

شروع میکنه به هند.جا.ب دادن به تهیونگ.
با حرکت دست جونگکوک میتونست حس های جدیدی رو حس کنه...یه جورایی عجیب و همینطور لذtبخش بود...ناخواسته نaله ای از بین لبaش فرار میکنه.
دیدگاه ها (۶)

مخملیPart 36کوک- اوکی بیا بریم برات بخرمجونگکوک، تهیونگ رو م...

کمی حق ببینیم🤌🏻✨

مخملیPart 14یونگی قربون صدقه تهیونگ می‌ره و دستشو می‌زاره رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط