رمان سفید پوش PT

رمان سفید پوش PT 2
*در حال تو پله دویدن
+وای وای وای دیرم شد

*یهویی میخورم به یه دختر
+اوه ببخشید من حواسم نبود عجله دارم *شوکه میشم
-نه اشکالی نداره
+تو ذهنش: چقدر این دختر ملایم حرف حرف میزنه
عاشق این لطیفیش میشی
(راستی میخواستم بگم که ا/ت رو دازای کراش داره )

-من باید برم خوشحال میشم با تو دوست شم
*شمارشو بهش میده
-من عجله دارم باید برم خدافظ نه_چان
+م...ممنون

چند دقیقه بعد...
*در کلاس زبان
*در حال فکر کردن به اون دختر
تو ذهنش : اون دختر چرا چشماش سفید و سیاه بود بهشم نمیومد که چشماش مشکلی داشته باشه

*معلم سرش داد میزنه :ااا/تتتت
ا/ت: اوه ببخشید چیشد
معلم: جواب صفحه ۱۲۳ رو بده سوال ۲
ا/ت: چشم
*اشتباه جواب داد
بچه ها: *خنده:اون اسکل رو نگا اصلا یه جوابم بلد نیست ...
ا/ت :*خنده : برام مهم نیست
ا/ت : ببخشید که نتونستم بخونم دفعه بعد جوابشونو میدم
معلم : خیله خب

چند روز بعد...

*در حال کتاب خوندن
*صدای در میاد
ا/ت : کیه نصف شبی ؟



لاااایکککک ۱۰ تا لاااایک
دیدگاه ها (۴)

سم دراکن و مایکی

مای پروف

رمان سفید پوش  PT 1سلام من ا/ت هستم من .... سالمه و توی .......

پروفایل جدید

عشق مافیا

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط