جودسون در را به هم کوبید

جودسون در را به هم کوبید
چکمه‌هایش را پرت کرد کنار دیوار و فریاد زد اگه اونی که چکمه‌های ساق‌دار به این بلندی رو مد کرده پیدا کنم، با دستای خودم خفه‌اش می‌کنم.
این چندمین بار بود که به‌خاطر بستن دکمه‌های بی‌شمار چکمه‌هایش دیر به قرار رسیده بود. احساس می‌کرد یک هزارپای بی‌مصرف است که برای پوشیدن کفش‌هایش باید ساعت‌ها وقت صرف کند.
باید کاری می‌کرد. فردا آخرین شانس او بود. نه از مد می‌توانست بگذرد نه از قرار فردایش... فکر کرد و فکر کرد و فکر کرد... تا شد مخترع زیپ.
زیپ تان را بکشید بالا؛ یک طرف خلاقیت نهفته در وجود شما و یک طرف نیازهایتان وجود دارد! با کشیدن زیپ این دو را براحتی به هم وصل کنید🌷

#کمپین_حال_خوب🌷🌱
دیدگاه ها (۱)

#کمپین_حال_خوب🙂🌷

#کمپین_حال_خوب🙂😛

شما خالق جهان خود هستیدمهم است که به چه فکر می کنید و چه آرز...

اتومبیل سابق استاد شجریان در موزه ماشین های قدیمی شهر یزد🌷#ک...

🥀 شب دردناک 🥀🥀 فصل ۴ 🥀🥀 پارت۸ 🥀دخترک دیگری که پرستار. گفته...

فاصله ای برای زنده ماندن جیمین روی زانوهایش جلوی من ماند، مث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط