شب ست و من چه تنهایم،میان حجم تنهایی

شب ست و من چه تنهایم،میان حجم تنهایی
چرا دیگر به خواب چشم گریانم نمی آیی

غریبانه روم سویش به حالم دل بسوزانید
که مجنون پیشه ای رفته، به خواب ناز لیلایی

خدایا در سکوت او، جهانی اشک و فریاد ست
بگو از هرم چشمانت، تو ای عشق اهورایی

شب ست و کس نمی پرسد زاحساس پریشانم
بیا ای صبح خوش بالا، ببر شبهای یلدایی

شب ست و اوج مهر من، نگاه آتشین توست
بتاب ای نور چشمانم، توای خورشید بودایی

دعایت می کنم هر شب، شوی بیمار و بی یاور
پرستارت شوم شاید، تو ای زیبای رویایی
دیدگاه ها (۲)

‏‏‏‏آنقدر ڪہ تـــ♥ ــو را میخواهَم٬بودنِ خــودم را نمیخواهمچ...

ﺁﻏـِـﺸـﺘــﻪ ﺑــﻪ ﺗــُـﻮ ﻣﮯ ﺷـَـﻮَﺩ.... ﺭﻭﺣـَـﻤـــ... ﻧــَـﻔـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط