عابرین ای عابرین
عابرین ای عابرین
بگذرید از راه من بی هیچ گونه فکر
دشمن می رسد می کوبدم بر در
خواهدم پرسید نام و هر نشان دیگر
وای بر من
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را
تا کشم از سینه ی پر درد خود بیرون
تیرهای زهر را دلخون
وای بر من
نيما
بگذرید از راه من بی هیچ گونه فکر
دشمن می رسد می کوبدم بر در
خواهدم پرسید نام و هر نشان دیگر
وای بر من
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را
تا کشم از سینه ی پر درد خود بیرون
تیرهای زهر را دلخون
وای بر من
نيما
- ۱.۲k
- ۳۰ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط