با توام ای ماه‌پاره! چشم و ابرویت کجاست؟

با توام ای ماه‌پاره! چشم و ابرویت کجاست؟
باد می‌آید به سویت، رقص گیسویت کجاست؟

آن تبسّم‌های شیرین، آن نگاه آتشین
آن همه نازک‌خیالی‌های ابرویت کجاست؟

بعد از این در زیر بالم لانه دارد آسمان
راستی ای آسمان، خیل پرستویت کجاست؟

ناگهان در کوچه‌های دل کسی فریاد زد:
وعده‌گاه دوستی! انفاس شب‌بویت کجاست؟

زخم دارم ـ بی‌شمار ـ از دوستانی ناشکیب
ای رفیق مانده در دل، نوشدارویت کجاست؟

گفتم امشب تا سحر خاموش باشم، ماه گفت:
ذکر «لاحول و لا...» یت، بانگ «هوهو» یت، کجاست؟
دیدگاه ها (۲)

بازی تلخی است، وقتی در قماری سرسریخشت خشتم را به دست آورده ا...

اگـر این پَـنـجـره در سـینه یِ دیوار نـبـودو کـنـارَم ، قَـل...

«« هفت پیک عشق »»پِیکِ اول را که در پیمانه ریختآبرومان در ...

از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته ام...بی هوایت کنج پستوهای غم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط