حالِ آدم که دست خودش نیست ...!

حالِ آدم که دست خودش نیست ...!
عکسی می‌بیند ...
ترانه‌ای می‌شنود ...
خطی می‌خواند ...
اصلن هیچی هم نشده یکهو دلش ریش می‌شود !
حالا بیا وُ درستش کن ...!
آدمِ دلگیر ، منطق سرش نمی‌شود !
برای آن‌ها ،
که رفته‌اند آن ها که نیستند، می‌گرید ...!
دلتنگ می‌شود ،
حتی برای آن‌ها که هنوز نیامده‌اند ...!!
دل که بلرزد ،
دیگر هیچ چیز سرِ جای درستش نیست ...!

این وقت‌ها ،
انگار کنارِ خیابانی پُر تردُد ایستاده‌ای ،
تا مجال عبور پیدا کنی ...
هم صبوری می‌خواهد هم آرامش ،
که هیچکدام نیست ...!

آدم تصادف می‌کند ،
با یک اتوبوس خاطره‌های مست ...!

#شهریار_بهروز
دیدگاه ها (۵)

منـو پسـرم در آینـده😍 😂 😂 😂

این قابل خوردن هس؟!😭

هـر شـب قبـل از خـواب،بی آنڪه با خـبر باشی،جـولان میدهی در خ...

گـاهیبا دویدن برای رسیدن به ڪسی نفسی برای ماندن در ڪنار اونخ...

آینه را که نگاه می‌کنم، غریبه‌ای را می‌بینم که سال‌هاست تنها...

« مردی بین ما »پارت ۸: «آتش زیر خاکستر» صدای بسته شدن درِ ات...

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌p29قطره اشک رقصانی از گوشه ی چشم تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط