دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی

دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی
دل مست سر کوی تو بود و تو نبودی

از حنجره ی عشق صدای تو شنیدم
گوشم به هیاهوی تو بود و تو نبودی

بر گونه ی من گرد غریبانه مهتاب
آمیخته با بوی تو بود و تو نبودی

وقتی غزل چشم سیاه تو سرودم
شب مطلع گیسوی تو بود و تو نبودی

بی می سر من مست چنان بود که هر سنگ
ناز سر زانوی تو بود و تو نبودی

رفتم ز خود آن‌گونه که اندیشه بودن
باریک‌تر از موی تو بود و تو نبودی

آخر سر خود بر سر دیوار شکستم
مه آینه روی تو بود و تو نبودی**
دیدگاه ها (۳)

عزیزم دوستت دارم، ولی با ترس و پنهانیکه پنهان کردن یک عشق، ی...

دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی دانمهمه هستی تویی ، فی ال...

پرسیدی:چگونه #دوستت_دارم؟گفتم:کبوتری #عاشقمکه برخورد گلوله ...

گفتمش بی تو دلم می گیرد !!!!!!گفت با خاطره ها خلوت کن..........

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟲دستپاچه شدم و خواستم گوشی‌...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟐جیمین:چی؟(متعجب بلند)جونگکوک:باید انجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط