شبعاشقانبیدل

#شب_عاشقان_بیدل

شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد

ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاکباز باشد

به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد

سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد

چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی
تو صنم نمی‌گذاری که مرا نماز باشد

نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد

دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد

قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد


#سعدی-جان
دیدگاه ها (۱۷)

#عاشقا-دیوانه-شو حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شوو اندر...

دیدار یار غایب دانی چه ذوق داردابری که در بیابان بر تشنه‌ای ...

نازنین خانم یکی از مهربونای ویسه.... تولدشو البته با تاخیر ت...

همه می‌خواهند بشریت را عوض کنند ،!! دریغا که هیچ کس در این ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط