من به بهانه ی رسیدن به زندگی

من به بهانه ی رسیدن به زندگی
همیشه زندگی را كشته ام.
فاجعه ی زندگی من این است كه
یكبار زندگی را مثل زهر نوشیده ام و گذشته ام
و اكنون كه به اندیشیدن بدان بازگشته ام
احساس می كنم همان جام زهر را
بی نهایت بار از نو و از نو می نوشم و می نوشم.

#محمود_دولت_آبادی
دیدگاه ها (۱)

تو آخرین چوب کبریتی هستی که می‌باید به آتشی عظیم مبدل شوی و ...

آیدا...؛حرف های تو مایه های اصلی این زندگی است ...و مایه های...

آسمان قلبش گرفته روسری را باز کنگیس برصورت بچرخان و خسوف آغا...

بار فراق بستم و ، جز پای خویش راکردم وداع جملهٔ اعضای خویش ر...

از دلم خبر دارے..؟همان دلِ بی‌قرار ڪـه بهانه‌ے تو را میڪَیرد...

معرفی کتاب

گورستان، تنها جایی است که در آن، هیاهوی جهان به احترامِ «سکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط