دلتنگی

دلتنگی
نه لباس است
که تغییرش دهم

و نه اشک
که از چشمانم ببارد
دلتنگی

دستی است
که گلویت را
پشت دیوار تنهایی می‌فشارد
دیدگاه ها (۰)

میخواهم امشب سڪوتشب بوها را زیر سایه ے ماه بے تاب بشڪنم..شای...

از یه جایے ب بعد دیگ صداش درنمیاد فقط تا دلش میشڪنه ، چشماش ...

قوربان اولوم من او شیرین دیللرهاوزاخ دوشدوق حسرت اولدخ ایللر...

سن وفاسیز عشق سن،هردم منی آغلادیسانقاچیرام یول آچیرام یول لا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط