الهی

الهی!
آفتاب تابانت امروز نیز برآمد از پشت پنجره نگاهم ،
تا فروزان کند جانم را با فروغ زندگی ؛

تا باقی روز در برد و باخت آن سپاسگزار تاریکی هایی باشم که نوید روشنی ست ؛

پروردگارا سپاس از صبح امروز، که باز هم و باز هم ،
سلامت عزیزانم، قشنگترین هدیه ی زندگی به من است ؛

و دل انگیزترین نغمه است، شنیدن صدای نفسهایشان بر حریر زندگی،
و این همه را سپاس و باقی هیچ ،
و دیگر تلاش من و مصلحت تو ؛

بارالها، باغچه ی من و باغ همسایه ام در امنیت تو ....


سلام صبح همگی بخیرو شادی
دیدگاه ها (۱۳)

حلالم کن اگر فردا از اینجا بی خبر رفتمشبیه شاعری تنها به روی...

اظهارنامه ای جهت استرداد عشق از دل من به مخاطب جهت استحضارفس...

منم زخمی ترین عاشق،تویی تنها پرستارمبه شوق با تو بودن ها تما...

اسم زیبایت قرارش بین این اشعار نیستقلب تو درگیر اما مثل من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط