در سمت تـوام،

در سمت تـوام،
دلم باران،
دستم باران،
دهانم باران،
چشمـــــم باران...
روزم را با بندگی تو پاگشا می‌کنم؛
هر اذانـــــــــی که می‌وزد،
پنجره‌هـا باز می‌شوند؛
یاد تو کوران می‌کند؛
هر اسم تو را که صدا می‌زنم؛
مــــــاه در دهانم هزار تکه می‌شود؛
کاش من، همـــــــــــــه بودم؛
با همه‌ دهان‌ها تو را صدا می‌زدم؛
کفش‌های ماه را به پا کرده‌ام؛
دوباره عـــــــازم توام؛
تا بوی زلف یار در آبادی من است؛
هر لب که خنده‌ای کند، از شادی من است؛
زندگی باتوست...
زندگی همین حالاســــــــــت
دیدگاه ها (۱۱)

هرکه گدای در  مشکوی     توست پادشاستشه که به همسایگی کوی توس...

نقص یا کمبود زیبایی در چهره یک فرد را اخلاق خوب تکمیل میکند....

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارمتو را به خا...

در سرزمینی زندگی میکنم که وقتی کسی میمیرد میگویند راحت شد .....

می‌خواهم رویای سیب‌ها را بخوابمپا پس بکشم از همهمه‌ی گورستان...

دلتنگم... #دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،#شعر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط